سديد الدين محمد عوفى

693

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

بسيار جزع كرد و چون او را « 1 » دفن كردند مرد « 2 » بر سر تربت او مجاور شد و شب‌وروز آنجا مقام كرد « 3 » و مىگريست ، تا « 4 » روزى عيسى عليه السلام آنجا بگذشت « 5 » و از حال آن مرد سؤال كرد كه اينجا چرا مقام كرده‌اى و ترك مصاحبت مردمان گرفته‌اى ؟ آن مرد حكايت موافقت زن بازكرد . عيسى عليه السلام گفت : اين زن تو از جملهء دوزخيان است و در عذاب خداى عزوجل است « 6 » و اگر خواهى دعا كنم تا وى زنده شود تا تو ويرا ببينى . آن مرد تضرع كرد و گفت : يا روح اللّه ، اگر يك‌بار ديگر من ويرا بينم « 7 » لطفى كرده باشى كه نهايت نبود « 8 » . پس عيسى « 9 » عليه السلام دعا كرد و آن زن زنده شد و سر از خاك برداشت ، روى او سياه گشته و اعضاى « 10 » او سوخته . چون مرد او را بديد گفت : اين زن من نيست . زن گفت : بلى من زن تو بوده‌ام ولى چگونه باشد حال « 11 » كسى كه « 12 » از « 13 » زندان دوزخ خلاص يابد « 14 » ! و من در عذاب بوده‌ام . عيسى عليه السلام گفت : خواهى تا « 15 » دعا كنم و « 16 » خداى عزوجل او را به همان صورت « 17 » گرداند كه « 18 » اول « 19 » بود ؟ آن مرد گفت : بلى

--> ( 1 ) - متن - را ( 2 ) - مپ 2 و مج - مرد ( 3 ) - مپ 2 - و شب و روز . . . كرد ( 4 ) - مپ 2 - تا ( 5 ) - مج : گذرى كرد ( 6 ) - مپ 2 - خداى عزوجل است ، مج : تعالى است ( 7 ) - مپ 2 و مج + قوى ( 8 ) - مپ 2 و مج - كه نهايت نبود ( 9 ) - مج - عيسى ( 10 ) - مج + و اجزاى ( 11 ) - مپ 2 - حال ( 12 ) - مج + او را ، مپ 2 : كه كسى ( 13 ) - مپ 2 : در ( 14 ) - مپ 2 : باشد ( 15 ) - مج : كه ( 16 ) - مپ 2 : تا ، مج : كه ( 17 ) - مج + اول‌بار ( 18 ) - مپ 2 - از ( 19 ) - مج - از اول